نمی دانم کجا خوانده بودم
برگ ريزان خزان،پرنده خواب باران می بيند
بهار خنده اش را فرو می خورد
و طرح دلتنگی ،نفس باد رامی شکند
آهای !روياهای نيمه کاره !
شتاب کنيد ،نفس باد شکسته
و خزان به بستن پنجره ها کمر بسته
![]() |
![]() |
|
| وبلاگ گروهی عده ای فراموش شده |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 15:54 توسط رگبار |
|
|
سلا بچه ها یک مطلب رو وبلاگ خودم گذاشتم که البته بیشتر برای فراموشکده و بچه های قدیمی موضوعیت داره و باید این جا می بود. به همین دلیل حتما یک سری بزنید و حتما نظر بذارین. منتظرم یا علی |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 0:54 توسط آقا داماد |
|
|
سلام به همه (می خواستیم بگیم بچه های بی معرفت) اما دیدیم خودمون دو تا هم بویی از معرفت نبردیم ! خلاصه ما دو تا سرباز پا چسبونده وطن که در طول روز هزاران بار واسه سرهنگ و سرگرد و بالاتر پاهامون جفت میشه ضمنا اين جا لازمه به همكار عكاس سابقمون كه چند روز پيش به سلامتي و مباركي شوهر اختيار كردند تبريك بگيم و براي ايشون و همسر گراميشون آرزوي سلامتي و خوشبختي كنيم ما دورادور جوياي احوال همه هستيم اما خداييش كار شماها خيلي درسته ما از بس اومديم تو فراموشكده و مطلب تكراري خونديم خسته شديم يك سري بزنيد ضمنا ما را از تشكيل زوجين جديد در محل دفتر خ . ا . بي خبر نگذاريد حسود نيستيم ها .... انشالله هر كي به هر كي مي خواد برسه ما هم خدمتمون تموم بشه كه بريم دنبال كار و زندگي و زن و بچه و .... خوش باشيد به ياد ما خبر بزنيد حال كنيد هر چند ما دو تا تو خدمت هم دست از سر خبر نوشتن برنداشتيم يا حق شلمان و تقاطع غير همسطح
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 18:52 توسط تقاطع غیر همسطح |
|
|
http://2ma2.blogfa.com/
سلام این همون وبلاگ قدیمیمونه.خیلی دنبالش گشتم تو هارد یک جایی پیداش کردم. از سال ۸۴ ارشیو دست گل هاییه که به اب و باد و باران دادیم. یاد ش بخیر |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 16:21 توسط رگبار |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 17:40 توسط رگبار |
|
|
با سلام به همه دوستان فراموش شده عزیز که ظاهرا غیر از اینکه بقیه فراموشمون کردن خودمونم خودمونو فراموش کردیم!!! این یه شعر سیاسی - اجتماعی که به همه قربانهای سابق مربوط می شه... دلم میخواهد الزایمر بگیرم دلم خواهد ندانم در چه حال ام نخواهم حافظه چندان بپاید به تاریخ هزار و سیصد و کی؟ به تاریخ هزار و سیصد و چند؟ نخواهم سال ها را با شماره به سال یکهزار و سیصد و غم به سال یکهزار و سیصد و درد گمانم در هزار و سیصد و هیچ ندانم در هزار و سیصد و پوچ نمیخواهم به یاد آرم چه ها شد چگونه در هزار و سیصد و نفت گرسنه بود ملت بر سر گنج چه سالی رفت ملت در ته چاه به سال یکهزار و سیصد و دق به تاریخ هزار و سیصد و زور به تاریخ هزار و سیصد و جهل به سال یکهزار و سیصد و باد به سال یکهزار و سیصد و دین چه سالی شیخ بر ما گشت پیروز دلم خواهد فراموشی بگیرم بطوری گم کنم سررشته خویش نه بشناسم هلال ماه نو را اگر جنت دروغ هرچه دین است ( با سپاس از اکبر سردوزامی که « هزار و سیصد و گوز » را اول گفت.)
امیدوارم همه خوش باشین ...... فعلا" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 10:17 توسط باقر |
|
|
سلام به همه بروبچ با صفای فراموشکده
بايد لحظههاي سرشار از بودن را با خدا تقسيم كرد، در آن هنگام كه چشمانمان به روشنايي و زيباييش، در پس هلال نقرهاي فام چراغ آسمان منور ميشود... فرا رسیدن ماه رمضان " ماه میهمانی دلها در ضیافت الهی " مبارک باد باید اعتراف کنم که بعد از مدتها امروز یه سری به فراموشکده زدم اما خیلی خوشهالم که می بینم بقیه هنوز صفای فراموشکده رو فراموش نکردن خیلی خوشهال می شم که هر کس از خودش و اینکه چه کار می کنه بنویسه اینجوری لااقل کمی از حال همدیگه باخبر میشیم. من خیلی سرم شلوغه و این روزها به شدت درگیر درسها و البته آماده شدن برای ارشدم و اگه بازم دوست دارید بدونید دیگه چه کارار می کنم به وبلاگم می تونید یه سری بزنم خوب دیگه دوست دارم پستم رو با این جوک که زیاد هم بی ربط با این روزها نیست تموم کنم امیدوارم که همیشه شاد باشید. مادر غضنفر به غضنفر می گه : غضنفر ننه سحر صدات کنم؟ غضنفر : نه نه نه همون غضنفر صدام کنی بیدار می شم. التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 19:50 توسط سئوال |
|
|
روز خبرنگار بر شما جوانان ایران
زمین مبارک باد
یا علی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 14:54 توسط ملخ |
|
|
باید برای تو چتری بخرم
چتری نه برای روزهای بارانی چتری که تو را به یاد بارانهای نباریده بیندازد ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 18:26 توسط رگبار |
|
|
سلام به همه بروبچه های بی معرفت فراموشکده نه خداییش ناراحت نشین که همتون یعنی همومون یه جورایی خیلی بی معرفت شدیم . هر چند که باید قبول کنیم این روزا هر کسی یک مشغله ای داره و خوب باید برای رفع اون تلاش کنه . یکی در تب و تاب درس و امتحان و منت کشی ازاستاد و پول مفت دادن به کلاس کنکور خوش باشین
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 21:59 توسط تقاطع غیر همسطح |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ گروهی یک عده فراموش شده است که برای اینکه فراموش کنند که فراموش شده اند می خواهند ....
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
سوتی SMS جوک حرف خوب |
| نویسندگان |
|
یک فراموش شده باقر تنها قطار شهری حاج آقا آقا داماد حبس ابد شلمان ملخ دوست مشهدی سامسونگ شورشی لیلون تقاطع غیر همسطح رگبار سئوال بین الملل شاگرد اول میرک جزیره قاصدک گارسون عینکی |
| پیوندها |
|
کاغذ دیواری قالب رایگان *دختر شرقی* فصل یاد راه باران |
|
RSS
|